دلهره های پنهانِ خیال...

 

 

 

سکوتِ  سردِ  و آهِ پنجره

و دلهره های پنهانِ خیال

گاه ِ آذرخشِ نگاه

بر تنِ احساسِ من

و آن همه شکوفه های خیس

در لرزشِ دستهای تو

از نگاهِ  نگرانِ من،

تا دلِ نیلوفرِخسته در مرداب...

نمیدانم چرا نیستی؟

وقتی قرن های  زیادیست

کسی که  با من  می گرید تنها اوست

تنها نُت موسیقی است که با من درد می کشد

و احساسم را می فهمد....

زهرا پویامنش

16 اسفند 91

/ 1 نظر / 44 بازدید
شهدادب

مثل لحظه ای که باغ, در ترنم ترانه شکوفا میشود, غرق در شکوفه میشود روزگارتان بهـار لحظه هایتان پر از شکوفـه باد. ♥♥♥ღϠ₡ღ♥♥ღϠ₡ღ♥♥₡ღ♥♥ღϠ₡ღ♥♥ [گل][گل][گل][گل] ســـــــــــــــــــــــــــــلام ودرود، سال نــــــــــــــــــــــــــــو مبـــــــــــــــــــــــــارک. [گل][گل][گل][گل]