لحظه های کاغذی

خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری

شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری

لحظه های کاغذی را ، روز و شب تکرار کردن

خاطرات بایگانی ، زندگی های اداری

آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین

سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری

با نگاهی سرشکسته ، چشمهایی پینه بسته

خسته از درهای بسته ، خسته از چشم انتظاری

صندلی های خمیده ، میزهای صف کشیه
خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری

عصر جدول های خالی ، پارکهای این حوالی

پرسه های بی خیالی ، نیمکت های خماری

رونوشت روزها را ، روی هم سنجاق کردم :

شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری

عاقبت پرونده ام را ، با غبار آرزوها

خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری

روی میز خالی من ، صفحه ی باز حوادث

در ستون تسلیت ها ، نامی از ما یادگاری

 

قیصر امین پور

 

/ 2 نظر / 24 بازدید
ܓܨ❤ عاشقانه ها ❤ܓܨ

بیایید در ماه محرم زنجیر نزنیم! اما زنجیر از پای آزاد مردان و آزاد زنان باز کنیم… سینه نزنیم! اما سینه دردمندی را از غم و آه پاک کنیم… اشکی نریزیم! اما اشک از چهره مظلومی پاک کنیم… آنوقت با افتخار بگوییم: با آزادگان جهان همراهیم[گل]

ܓܨ❤ عاشقانه ها ❤ܓܨ

بیایید در ماه محرم زنجیر نزنیم! اما زنجیر از پای آزاد مردان و آزاد زنان باز کنیم… سینه نزنیم! اما سینه دردمندی را از غم و آه پاک کنیم… اشکی نریزیم! اما اشک از چهره مظلومی پاک کنیم… آنوقت با افتخار بگوییم: با آزادگان جهان همراهیم[گل]