انتظار بی پایان

دیر نخواهد بود....

که گذر ثانیه ها زمان رفتن را اعلام کند

شاید خیلی زودتر از خاکستری شدن ابروانم

که با آغوش باز در پذیرش آن ثانیه شماری می کنم

ثانیه های سنگین وطاقت فرسایی که در انتظار سپری شود

مردن مداوم است و نه یکباره و راحت..

مهم نیست ندانستن اندوه بی سبب مرا هیچکس..

باز هم مهم نیست  بی پاسخ ماندن اندوهم...

مهم این است که راز شکسته ی دلم بر پریواره ام  آشکار شده

و او از من دور و گریزان...

و روح تکه پاره ای که دیگر هیچ نوش دارویی را  درمان نیست.

به آخر رسیدن موعد در انتظار بی پایان است...

 .

.

.

انتظار ...

.

.

.

از:زهرا پویامنش

/ 2 نظر / 15 بازدید
...

[گل]

نگین

در انتظار پرواز... این انتظار تا به کی ادامه خواهد داشت... خسته و دل شکسته چشم به راهت هستم... کجایی...؟ این درد تا به کی ادامه خواهد داشت...؟ بیا و مرهم دردهایم شو بیا... بیا...