...هیچ کس با من نیست مانده ام تا به چه اندیشه کنم
مانده ام درقفس تنهایی درقفس میخوانم چه غریبانه شبی است شب تنهایی من
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: زهرا پویامنش(سحر)... - یکشنبه ٤ فروردین ۱۳٩٢


شاید قدمتِ قصه ام درد باشد

شناوری تاول های اندوه روی مدارِدل

از احساسِ سنگ و داغیِ کویر

همگامی واژه های یخی با زخمی دیرین

شاید این درد در تاوانِ حرف  محبوسِ تار حنجره باشد

یا نگاهِ نگرانِ فردا در آنسوی پنجره ...

نمیدانم …

نمیدانم از همان سلامِ کوچه های غریبه

تا کوچه ی خیس از باران نگاه چند قدم راه مانده بود

تا به سایه سار یاس و ارغوان برسیم ...

یادت هست آن همه شوقِ ترانه... هوای تازه...

ولی ناگهان حسی غریب تو را گم کرد

هنوز باد که می وزد بوی گریه ی تو را می آورد

شاید هنوز هم دیر نیست

شاید تنها یک سلامِ ساده بتواند

 یادآورِ دلهره ای آشنا  در زیرِ باران باشد .

 

 

زهرا پویامنش

22اسفند91

 

 

زهرا پویامنش(سحر)...
شراب رویایی شبهای ارغوان ... دلنوشته های این وبلاگ در سایت شعر نو به ثبت رسیده است لطفا در هنگام کپی برداری نام نویسنده و آدرس وبلاگ را ذکر فرمایید.
کدهای اضافی کاربر :


www.shereno.com www.shereno.com