...هیچ کس با من نیست مانده ام تا به چه اندیشه کنم
مانده ام درقفس تنهایی درقفس میخوانم چه غریبانه شبی است شب تنهایی من
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: زهرا پویامنش(سحر)... - شنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٢

 

باور دارم که آمدی
اما بدون چتر و دستار
زیر باران ماندی!
و پرسه زنان
ناظرِ عبور عابران سپیده بودی ...
تا نشان از بی نشانی دریا بگیری!
.
.
.
اما...
همین مردمان ساده ، قانع به نانی
حتی جرعه آبی
که به بوی یاس ایمان دارند
و نمازشان را بر سجاده ی اطلسی می خوانند
شاید گم کرده راه را ، غریبه پنداشتند...


اصلا فرض که تو را ندیده اند!
نگو که ورق پاره های خط و نشان عهد قدیم را به قاصدک سپردی!
نگو که باد هم نشانی از بوی ارغوان و سایه سار بابونه نداشت؟
حتی اقاقی هم می دانست رازِ ارغوان را...
کاش می دانستی...
وقتی شوری اشکهای من ،خودش ، دریایی است
کاش باورم می کردی...
حتی یک لحظه...


گم شدی در هیاهوی فاصله
می ترسم
در پیدا کردنت گُم شوم ؟
شاید وقتی دیگر...
شاید هیچوقت ....
.......

13تیرماه 92
زهرا پویامنش

زهرا پویامنش(سحر)...
شراب رویایی شبهای ارغوان ... دلنوشته های این وبلاگ در سایت شعر نو به ثبت رسیده است لطفا در هنگام کپی برداری نام نویسنده و آدرس وبلاگ را ذکر فرمایید.
کدهای اضافی کاربر :


www.shereno.com www.shereno.com