...هیچ کس با من نیست مانده ام تا به چه اندیشه کنم
مانده ام درقفس تنهایی درقفس میخوانم چه غریبانه شبی است شب تنهایی من
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: زهرا پویامنش(سحر)... - چهارشنبه ۸ تیر ۱۳٩٠

 

دوش به پهنه افق نظاره کردم

دیدم رخ زیبای خدا به کهکشان هاست

 راه کهکشان و دب اصغر

 اندر دل تاریک افق چو مه هویداست

   بنما تو نظر که آسمانها

از بحر چه با سکوت پیداست

 وین گونه ستاره های انور

چون دانه به گرد هم  چه زیباست

  گفتم که خداوند توانا ...

تو کیستی و من  ؟ که را تماشاست ؟

هرچه  به رخت نظاره کردم

وندر نظرم کنون چه غوغاست

گفتم که زمن هیچ مپرسید

زین ذهن و درایتم که رسواست

پرسید دوباره عقل ناقص

دادار کجاست ؟ به آسمانهاست  ؟

از بهر چه آن خدای والا

بر  سلطنتش یکه و تنهاست

از بهر چه در خلقت داور

 باد و مه و خورشید تواناست

ازبهرچه درملک و سماوات

انسان به تمام خلقت اولاست ؟ 

از بهر چه در وجود هستی

خالق احدی به قل هو الا ست ؟

بیچاره زپرسشات ، عقلم

درمانده و مضطر است و تنهاست

یا رب  بنما تو این حقیقت

 کین مسئله گنگ است و مبراست

.

.

.

از : احمد پویامنش

 

 

زهرا پویامنش(سحر)...
شراب رویایی شبهای ارغوان ... دلنوشته های این وبلاگ در سایت شعر نو به ثبت رسیده است لطفا در هنگام کپی برداری نام نویسنده و آدرس وبلاگ را ذکر فرمایید.
کدهای اضافی کاربر :


www.shereno.com www.shereno.com