...هیچ کس با من نیست مانده ام تا به چه اندیشه کنم
مانده ام درقفس تنهایی درقفس میخوانم چه غریبانه شبی است شب تنهایی من
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: زهرا پویامنش(سحر)... - جمعه ٤ آذر ۱۳٩٠


چه صفایی دارد بارش برف

و شنیدن صدای فشردنِ برف

زیرگامهای بی ریای من و تو  

راه رفتن و یادگاری اثر قدمها

می ماند...

می ماند به یادگار

اما چه کوتاه


تا حسودی آفتاب با نگاه پرحرارتش ،

محو کند این نقش زیبا را

پرواز برای ابدیتی ماندگار

اوج تا آسمان

تا سدی از ابر را بر رخ خورشید کشد

 
تا آن هنگام که دلت از دوری به تنگ آید

 
و قطره قطره آغاز گریستن کنی

باران می شوی..می باری ...بارشی بی ریا

بر سر خار و خاشاک

سنگ و صخره و دریا

گاه از حجم تنهایی، شبنم یخ زده ای شده

برف می شوی...برفی سفید

 
هر سال خاطره ی قدم زدن تو تکرار می شود با برف  و باران

چه بارش برف باشد...یا باران...

تکراری هر ساله...یاد آور توست

آن خاطره می ماند تا ابدیت

حتی اگر غبار فراموشی بر آن نشسته باشد

از : زهرا پویامنش

 

زهرا پویامنش(سحر)...
شراب رویایی شبهای ارغوان ... دلنوشته های این وبلاگ در سایت شعر نو به ثبت رسیده است لطفا در هنگام کپی برداری نام نویسنده و آدرس وبلاگ را ذکر فرمایید.
کدهای اضافی کاربر :


www.shereno.com www.shereno.com