...هیچ کس با من نیست مانده ام تا به چه اندیشه کنم
مانده ام درقفس تنهایی درقفس میخوانم چه غریبانه شبی است شب تنهایی من
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: زهرا پویامنش(سحر)... - چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٠

 

من و سکوت کوچه ی  تنهایی

تاریکی ... سکوت...

خدایا ... لرزش دست  ؟

دستانم دیگرتوانِ سنگینی قلم را ندارد!

برای گریستن نیازم به بهانه نیست!

افسوس.. که خداوندگارم اینگونه رقم زد...

راستی عشق را چه بهایی است؟

نمی دانم ...

از احساس امشب و زنده به گوری من ، در گورِ تنهایی

باور می کنم که روحم ، ایستاده در حال نظاره ...

صدایم سکوت ...

فریادم بغضی در سینه محبوس

کسی صدایم را می شنود؟...

نه...

تنهایی .....هراس ویران کننده

می ترسم ...

فشردگی قلبم... ؟

این درد سنگین آزاردهنده برای چیست؟

با نگاهی مظلومانه جسم بی رمق خود را بدرقه می کنم

نامهربانی روح تکه تکه شده ی من، نسبت به این تن ...

" ، بنگر کبودی رنج زمانه را !  زخمی هزار ساله  "

نگاه کن مرا...

سکوتم فریادی گره شده در حنجره ..... ،

که با سردی گور از بین خواهد رفت.

ذره ذره ی گل  وجودِ خشک شده ام لای دفترِ کودکی

روی زمین می ریزد ...آرامِ  آرام...

گو اینکه تجسم حضوری نداشت...

ودر همهمه ی روزگار هیچکس خاطره ی گل را به یاد نخواهد آورد...

 

.

.

از : زهرا پویامنش

 

زهرا پویامنش(سحر)...
شراب رویایی شبهای ارغوان ... دلنوشته های این وبلاگ در سایت شعر نو به ثبت رسیده است لطفا در هنگام کپی برداری نام نویسنده و آدرس وبلاگ را ذکر فرمایید.
کدهای اضافی کاربر :


www.shereno.com www.shereno.com