...هیچ کس با من نیست مانده ام تا به چه اندیشه کنم
مانده ام درقفس تنهایی درقفس میخوانم چه غریبانه شبی است شب تنهایی من
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: زهرا پویامنش(سحر)... - پنجشنبه ٧ مهر ۱۳٩٠

چندی است که میلی به نوشتن در من نیست...

شاید واژه های زمینی عطش مرا در نوشتن سیراب نمی کند...

می خواهم بنویسم ...

اما نگاهم به قلم ...

 چرا ؟

برای چه بنویسی؟ ...

بنویسم از بغضی هزار ساله ،

هر آنچه که پیش از این خوانده ام  همه اشک _ دل _نوشته هایی است

که وجه مشترکی داشته و از سرچشمه یکسانی نشات گرفته ،

 نوشته هایی که در تنهایی و خلوت دل با  فریاد سکوت حک شده ...

می دانم ...

روزی که تمامی نور بودم، تیرگی اندکی سراسر روح پر نور مرا

دربرگرفت و به زمین تبعید شدم و  پاکی نگاه پر مهر تو  مرا تطهیر کرد

اما غفلت با من چه کرد؟...

 چه زود تیرگی دنیا  روحم را تسخیر کرد ...

اکنون در خلوت و تنهایی دل ،

هر چه می گردم جز تیرگی نیست ...

تنها یادگاری که از تو برایم مانده همان پاکی و شفافیت مروارید غلطان  

اشکی است که در هنگام شکستن صدفِ دل تجربه می کنم...

 وقتی با حسرت به آن می نگرم،  

دل خوشم که یاد تو را در من زنده نگه می دارد...

 فراموشم نمی شود...

 هرگز ...

فراموش نخواهم کرد روزی را که در بهشت تو جایگاهی داشتم ...

افسوس که این مروارید ،تنها رابط من و توست ...

پنهان...پنهانش کردم در گوشه ی آلاچیق تنهایی دلم  ،

جایی که فقط نور حضورِ تو پیداست...

 

از : زهرا پویامنش

 

 

زهرا پویامنش(سحر)...
شراب رویایی شبهای ارغوان ... دلنوشته های این وبلاگ در سایت شعر نو به ثبت رسیده است لطفا در هنگام کپی برداری نام نویسنده و آدرس وبلاگ را ذکر فرمایید.
کدهای اضافی کاربر :


www.shereno.com www.shereno.com