...هیچ کس با من نیست مانده ام تا به چه اندیشه کنم
مانده ام درقفس تنهایی درقفس میخوانم چه غریبانه شبی است شب تنهایی من
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: زهرا پویامنش(سحر)... - سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠

 

 

در بوستان افکارم  عطر تورا از گل های خاطراتت استشمام می کردم

 

یادت هست قول هر شبت را

که :آرام باشی و حرفی نزنی تا خواب سراغِ چشمهای زیبایت را بگیرد

 

یادت هست قصه های شبانه را...

 در کوچه، پس کوچه های دلواپسی ات درهراس از بزرگ شدن

آرزویی که همواره خواهان آن بودی وتو نگران از حسرت شدن

 

آن هنگام که تحمل کوله بارِ اندوه ، شانه هایت را آزرده بود

وزش نسیم سحری در بین شاخ و برگهای تابستانی سرد و ساکت

ریزش بهمن را نوید داد وهدیه ی گرما

و امیدِ سبزیِ برگ و رویشِ جوانه ...

 

یادت هست تو را گفته بودم با یک گل هم ، بهار خواهد آمد

یادت هست ...

حال بعد از بهار، تابستانی گرم از راه رسیده  

و رویش انجیرِ بهشتی را به ارمغان آورده

با شبهایی دلپذیرتراز روز

ببین... گرما و حرارت خورشید بی دلیل نیست

یادت هست تو را گفته بودم تابستان هم مثل پاییز زیباست

 

حال دیگر... تو بزرگ شده ای ...  خیلی بزرگ...

دیگر نه قصه ی شبانه ای به جا مانده و نه قولی...

و نه انگشتانی ، که درگرگم به هوا در لابلای موهای تو گُم  شود...!!!

 

 

از : زهرا پویامنش

 

 

 

 

 

 

 

 

زهرا پویامنش(سحر)...
شراب رویایی شبهای ارغوان ... دلنوشته های این وبلاگ در سایت شعر نو به ثبت رسیده است لطفا در هنگام کپی برداری نام نویسنده و آدرس وبلاگ را ذکر فرمایید.
کدهای اضافی کاربر :


www.shereno.com www.shereno.com