...هیچ کس با من نیست مانده ام تا به چه اندیشه کنم
مانده ام درقفس تنهایی درقفس میخوانم چه غریبانه شبی است شب تنهایی من
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: زهرا پویامنش(سحر)... - یکشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٠

همه می پرسند...

چیست در زمزمه مبهم آب؟!

چیست در همهمه دلکش برگ؟!

چیست در بازی آن ابر سپید

روی این آبی آرام بلند؟

که تو را می برد این گونه به ژرفای خیال!

چیست در خلوت خاموش کبوترها؟

چیست در کوشش بی حاصل موج؟

چیست در خنده جام؟

که تو چندین ساعت

مات و مبهوت به آن می نگری؟!!

نه به ابر، نه به آب، نه به برگ

نه به این خلوت خاموش کبوترها

نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام

من به این جمله نمی اندیشم

من مناجات درختان را هنگام سحر

رقص عطر گل یخ را با باد

نفس پاک شقایق را در سینه کوه

صحبت چلچله ها را با صبح

نبض پاینده هستی را در گندمزار

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل

همه را می بینم

می شنوم

من به این جمله نمی اندیشم

به تو می اندیشم

ای سراپا همه خوبی

تک و تنها

به تو می اندیشم

همه وقت

همه جا

من به هر حال که باشم

به تو می اندیشم

تو بدان

تنها این را تو بدان

تو بیا

تو بمان با من

تنها تو بمان

جای مهتاب به تاریکی شبها

تو بتاب

من فدای تو به جای همه گلها

تو بخند

تو بخواه

پاسخ چلچله ها را

تو بگو

قصه ابرو هوا را

تو بخوان

تو بمان با من

تنها تو بمان

در دل ساغر هستی

تو بجوش
من

همین یک نفس از جرعه جانم باقی است

آخرین جرعه این جام تهی را

تو بنوش!

تو بمان با من

تنها تو بمان

تو بخوان با من

تنها تو بخوان

 

از : فریدون مشیری

 

 

 

زهرا پویامنش(سحر)...
شراب رویایی شبهای ارغوان ... دلنوشته های این وبلاگ در سایت شعر نو به ثبت رسیده است لطفا در هنگام کپی برداری نام نویسنده و آدرس وبلاگ را ذکر فرمایید.
کدهای اضافی کاربر :


www.shereno.com www.shereno.com