...هیچ کس با من نیست مانده ام تا به چه اندیشه کنم
مانده ام درقفس تنهایی درقفس میخوانم چه غریبانه شبی است شب تنهایی من
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: زهرا پویامنش(سحر)... - سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٠

شهری ست در کناره ی آن شط پرخروش

با نخل های درهم و شب های پر ز نور

 شهری ست در کناره ی آن شط و قلب من

آنجا اسیر پنجه ی یک مرد پرغرور

آغوش خود به روی من و او گشوده است

بر ماسه های ساحل و در سایه های نخل

او بوسه ها زچشم و لب من ربوده است

آن ماه دیده است که نرم کرده ام

با جادوی محبت خود قلب سنگ او

 آن ماه دیده است که لرزیده اشک شوق

در آن دو چشم وحشی و بیگانه رنگ او

ما رفته ایم در دل شب های ماهتاب

با قایقی به سینه ی امواج بی کران

بشکفته در سکوت پریشان نیمه شب

بر بزم ما نگاه سپید ستارگان

بر دامنم غنوده چو طفلی و من ز مهر

بوسیده ام دو دیده ی در خواب رفته را

در کام موج دامنم افتاده است و او

بیرون کشیده دامن در آب رفته را

اکنون منم که در دل این خلوت و سکوت

ای شهر پرخروش، تو را یاد میکنم

دل بسته ام به او و تو او را عزیز دار

من با خیال او دل خود شاد میکنم

.

.

.

شعر زیبای دیگری از:فروغ

زهرا پویامنش(سحر)...
شراب رویایی شبهای ارغوان ... دلنوشته های این وبلاگ در سایت شعر نو به ثبت رسیده است لطفا در هنگام کپی برداری نام نویسنده و آدرس وبلاگ را ذکر فرمایید.
کدهای اضافی کاربر :


www.shereno.com www.shereno.com